محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

686

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

حركت براى مبارزه با هواها و شهوات ديگر همچنان باقى باشد ، و آن تلاش پديد نمىآيد ، مگر در يك وضع نهايى ؛ موقعى كه تمام هوا و هوس‌هاى فاسد مغلوب گردد ، اخلاقيّت موضوع خاصّى نداشته باشد ، به خاطر اين‌كه در آن صورت جاى خودش را به قداست داده است . البتّه اين راه حل براى ما قانع‌كننده نيست . اوّلا ، چون نصوص قرآنى هيچ فرقى نمىگذارد بين آن شخصى كه از اين كشمكش به‌طور كلّى بر كنار شده و آن ديگرى كه اندكى از آن درگيرى فراغت يافته است ، و اين تنها نيست ، بلكه به نظر مىرسد كه آن نصوص قرآنى امتياز بالاترين ارزش‌ها را به شخصى مىدهد كه از همه بدىها كراهت دارد و با همهء آنها مخالف است : « وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ » « 1 » و از سوى ديگر ، اين شكل مسئله - علىرغم تلطيف و نرمش آن - بسيارى از آن اصل متناقضى را كه نظريّهء پيشين داشت ، در خود دارد ، زيراكه اين نظريّه همواره به جنبهء غير مهذّب نفس مىنگرد . بنابراين ؛ هيچ خلق و خويى نيست مگر اين‌كه مقدارى از شرور و بدىها را به همراه دارد كه بايد با آنها مبارزه كند . به اين ترتيب ، پس بين اخلاقيّت و تلاش دفاعى يك رابطه محكمى وجود دارد ، اگر هر دو يك چيز نباشند . امّا راه حلّ ما كاملا چيز ديگرى است . توضيح اين‌كه ما از طرفى هدف فراگير نصوص قرآنى را ابقا مىكنيم و در نتيجه مىبينيم كه پيروزى هرچه فرصتش بيشتر و به هر علّتى باشد ، به فردى كه از آلودگىها رهايى يافته ، بالاترين پاداش را ارزانى مىدارد تا آن پيروزى كه همواره به عنوان هدفى براى عوامل وادار كنندهء بر شرّ و بدى آمادگى دارد . و به جاى اين‌كه ارزشيابى ما در موازات با رنج مقاومت حركت كند ، بايد هرچه از زحمت مقاومت كاسته مىشود ، افزون گردد . بنابراين ؛ سخن درست از نظر ما همان قولى است كه رابطهء معكوسى بين ارزش ، و ضرورت تلاش جنگجويانه است ، به اين ترتيب ارزش در ارتباط عكس اين ضرورت است ، نه به پيشرفت آن . ولى ما در برابر اين قول ، هرگز دايرهء اخلاقى را پس از اين پيروزى مسدود نمىدانيم ، زيراكه

--> ( 1 ) - حجرات ( 49 ) آيهء 7 : و كفر و فسوق و عصيان را منفورتان قرار داده است .